حاشيهنشيني و رابطه آن با بزهكاري
با مرور اخبار مربوط به وقوع جرايم و بررسي آنها ميتوان به آثار مخرب حاشيهنشيني در اطراف شهرها پي برد؛ هنوز فرياد ''كمك'' از سوي كودكان و نوجوانان آسـيـبديده اين مناطق به گوش ميرسد، درحاليكه خانوادههاي آنها به طور معمول درآمدي بسيار پايين داشته و قادر نيستند حتي از پس ضروريترين مخارج روزمره برآيند. بـديـهـي اسـت گـسـتـرش شـهـرنـشـيـني كه حاشيهنشيني از عواقب آن است يكي از علتهاي مـهم در افزايش جرمزايي است. افزايش آسيبهاي اجتماعي كه زمينه ساز گسترش حيطه جرم زايي است بخش جداييناپذير حاشيهنشيني محسوب ميشود.در اين گزارش تلاش شده است تا حاشيهنشيني و علت و معلولهاي آن از نگاه مسئولان قضايي، حقوقدانان و استادان دانشگاه مورد بررسي قرارگيرد. كـارشـنـاسـان اجـتـمـاعي معتقدند اشتغال كاذب، فرهنگ نـامـتـجانس، نبود الگوي مناسب آموزش و پرورش، بيسوادي و كمسوادي از ويژگيهاي مناطق حاشيهنشين است. با نگاهي كوتاه به وضعيت موجود پروندهها در دادسراها و دادگاهها ميتوان پيبرد كه بخش قابل تــــوجــهــــي از قــــربـــانــيـــان بزهكاري به حاشيه نشينان اختصاص دارد. هــمــچــنـيــن بـسـيـــاري حاشيهنشيني را از عـوامل گـسـتــــــــــــــرش جــــــــــــــرم در هـرجـامـعـهاي مـيدانـند و اذعان ميدارند بايد براي ايــــن مــــوضــــوع كـــه در كلانشهرها بسيار به چشم ميآيد، چارهاي انديشيد. با توجه به حاشيهنشيني كه فقر امكانات، بيكاري، وجود باندهاي بزهكار و مجرم - كه گاه شـامـل مهاجران تازه وارد جوياي كار است- را ميتوان زير مجموعه آن تلقي كرد، در ذهن تــداعــي مــيشــود كـه قـانـون اسـاسـي بـر برخورداري تمام آحاد جامعه از حقوق يكسان تاكيد دارد. بـه اعـتقاد پژوهشگران حاشيهشهرها بيش از ديگر مـنـــاطـــق زمــيــنــهســاز گـسـتــرش جرمزايي است. در مـواردي مـجـرمـان پروندههايي كه جرم خود را در شهرهاي بزرگ مرتكب ميشوند براي فرار از قانون به حاشيهها پناه ميبرند و چون نظارت قوي در اين بخشها كمتر مشاهده ميشود، متخلفان و مجرمان بهراحتي محيط زندگي مردمان ساكن در اين مناطق را با ناامني مواجه ميكنند. با توجه به اينكه حاشيهنشيني از سويي معضل محسوب شده و از مناطق اصلي وقوع جرم در شهرها شناخته ميشود و از سويي ديگر بر اساس قانون، افراد ساكن در اين مناطق نيز بايد از حقوق شهروندي كافي برخوردار باشند و به اندازهديگر شهروندان، حق حيات در مـحـيـطـي سالم و دور از خطر را داشته باشند، وظيفهمسئولان براي زدودن اين مناطق از حضور مجرمان حرفهايي، همچنين آموزش و آشنايي مردم اين مناطق با حقوق خود سنگينتر است. توجه به علت و معلولها در حاشيهنشيني مـسـئــــولــيــــن قــضــــايــــي كــشــــور حــــــل پـــــديـــــده حــاشـيــهنـشـيـنــي را ازجـمـلـه وظـايـف دستگاههاي اجرايي دانسته و معتقدند حل اين مشكل بدون توجه همزمان به علتها و معلولها، امكان پذير نيست. همچنين نياز به سياستهاي حمايتي، ايجاد سازوكار مديريتي كارآمد، مـشـاركـتهـاي مـردمي و سازمانهاي غيردولتي و آموزشهاي مردمي را از جـمـلـه اقـدامـات مـنـاسـب بــراي بــرخـورد بـا پـديـده حاشيهنشيني عنوان كرده اند. جرمزايي از تبعات حاشيهنشيني است رئيس كل دادگستري استان خراسان شمالي كه جرمزايي را از تبعات حاشيهنشيني ميداند، ميگويد: فقر و بيكاري از ويژگيهاي ثابت اين مناطق است و گاه در يك منزل ۶ متري ۵ نفر زندگي ميكنند. به گفته احمد كيخسروي، توزيع موادمخدر در اين مناطق شيوع بيشتري دارد. وي گفت: براي مثال در حاشيه شهر بجنورد، هيچ يك از منازل داراي مجوز ساخت نيستند و عواملي از اين قبيل حاشيه نشيني را گسترش ميدهد. آرمانهاي حاشيهنشينان برآورده نميشود يك استاد دانشگاه در اين زمينه معتقد است: دولت بر اساس قانون اساسي و ضوابطي كه مسئولان اجرايي با آن روبهرو هستند بايد با برنامهريزي نسبت به حل مشكل حــاشـيــهنـشـيـنــي اقــدام كـنــد. ســامــاندهـي و اسـكـان حاشيهنشينها راهحل اين مشكل نيست؛ زيرا نظارت اجتماعي نسبت به آنها كم است. عــلـــي نــجــفـــي تـوانـا مـيگـويـد: حاشيهنشيني نتيجه مهاجرت مردم از روستا به شهر يا از شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ يا بعضاً از كشوري به كشور ديگر است كه فرد بعد از اينكه براي تغيير شرايط اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي يا عدم امكان تامين زندگي در روستا يا شهر مورد نظر به محل جديد مسافرت ميكند، چون امكانات لازم براي دستيابي به زندگي متناسب با شهرنشينان عادي را ندارد، به حاشيه ميرود. وي ادامه داد: مهاجرت براي يافتن شانس بيشتر در زندگي و دستيابي به شغل مناسب يا استفاده از امكانات شـهـري اسـت. مـطـالـعـات نـشـاندهـنـده اين است كه آرمانهاي افراد حاشيهنشين برآورده نميشود؛ زيرا مشكلاتي چون بيكاري، مسكن و تراكم جمعيت و مهمتر از همه مسائل مربوط به بزهكاري براي آنان وجود دارد. نجفي توانا گفت: بيشترين ميزان رشد حاشيهنشيني ميان سالهاي ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ تحت تاثير تغيير هدف اقتصاد ايران ايجاد شد. علت هجوم مردم به شهرها و اسكان يافتن در حـاشـيـههـا مـشـكـلات اقـتصادي است و ريشهآن در عدم برنامهريزي مناسب براي نگه داشـتــن روسـتــايـيــان در روسـتـاهـا يـا شهرهاي كوچك است..اين استاد دانشگاه اظهارداشت: حاشيهنشيني به عنوان يك آفت متوجه جمعيت كشور است. مهاجران حاشيهنشين عمدتاً داراي مشكلات اعتياد، روسپيگري، بزهكاري، بيماريهاي جسميو رواني ميشوند. در مـجـمــوع مـشــاركـت ايـن افـراد بـا بـرنـامـههـاي دولـت سازمانيافته نيست و اين قشر به عـنـوان پـتـانـسيل آماده براي انحراف از ارزشهاي اجتماعي هستند. وي تصريح كرد: بر اساس قوانين موجود به ويژه قانون اساسي وظايف ۳ قوه تقسيم شده است. در بحث حاشيهنشينها قوهقضاييه به نسبت ۲ قوه نقش بسيار ناچيزي دارد؛ زيرا قوهقضاييه زماني وارد عمل ميشود كه جرمي روي داده است و با مجرمان بالفعل سروكار دارد، الـبـتــه از وظــايــف قــوه قضاييه پيشگيري از جرم نيز هست. وي تاكيد كرد: قوهمقننه با تــدويــن قــوانـيـن چـارهسـاز و كارساز بايد قوهمجريه را كه از اهـــرمـــيتـــريـــن وظـــايــفـــش - فقرزدايي- ملزم به انجام وظيفه كند. نقش دولت در كنترل حاشيه نشيني احـمـد بشيري، حقوقدان نيز معتقد است: در صورت انجام وظايف دولت براي كنترل حاشيهنشيني قوهقضاييه ميتواند وظيفه اصلي خود؛ يعني پيشگيري از وقوع جرمرا راحتتر انجام دهد. وي اظـهـــارداشـــت: اصـــل بـــر شــهـــرنــشــيـنــي و روستانشيني است و حاشيهنشينها مردمي سر بار بر شهرنشينان و روستانشينان هستند و اين نشاندهنده اين است كه حاشيهنشيني پديدهغيرعادي جمعيتي محسوب ميشود. ايــن حـقــوقدان بــا اشـــــــــــاره بـــــــــــه عــــــلـــــــــــل حاشيهنشيني ادامه داد: به دليل نبود امكانات زندگي سالم و مناسب برخي از مـردم روسـتا و شهرهاي كـــوچـــك بـــه شــهــرهــاي بـزرگ مهاجرت كرده و چــون بـا درآمـد مـحـدود توانايي زندگي در شهر را ندارند، ناچار در حاشيهشهرها ســاكــن شــده و اغـلــب بــــــه كــــــارهـــــاي پـــســـــت رو مــــيآورنــــد. بــنــــابــــرايـــن، ريـشـهحـاشـيـهنـشـيـني را بايد در مـشـكـلات اقـتـصـادي، اجـتـماعي، امنيتي و غيره جستوجو كرد. بـشيري با تاكيد بر اينكه علت نابساماني مردم روستاها و شهرهاي كوچك را بايد از مسئولان جويا شد، گفت: راهكار اين امر در قانون اساسي پيشبيني شده؛ اما عملي نشده است. وي تصريح كرد: اختصاصاً همهمطالب فصل سوم قانون اساسي كه از اصل ۱۹ شروع و به اصل ۴۲ ختم ميشود، به حقوق شهروندي مربوط است. در اصل۱۹ آمده كه مردم ايران از هر قوم و قبيلهاي از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد و زبان سبب امتياز نخواهد بود. همچنين در اصل ۲۰ قانون اساسي بيان شده همهافراد ملت اعم از زن و مرد در برابر حمايت قانون يـكـسـان هــســتــنــد و از همهحقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند. اين حقوقدان درباره وظايف نهادهاي نظارتي براي جـلـوگـيـري از ايــجــاد مــحــلهــاي امــن مـجـرمـان در حاشيهشهرها خاطرنشان كرد: نهاد نظارتي؛ يعني دولت بايد از محل بـــودجـــهعــمـــومـــي مــمــلـكــت بــراي رفــع مـشـكــلات حاشيهنشينها اقدام كند و عمدهترين مشكل آنان؛ يعني بيكاري را كه سرچشمهبسياري از جرايم است، رفع نمايد. حاشيهنشيني، بيعدالتي در توزيع امكانات غلامرضا رئيسي، حقوقدان نيز حاشيهنشيني را ناشي از نوعي بيعدالتي در توزيع امكانات و ثروت و ناديده گرفتن حقوق برخي از مردم دانست و گفت: اگر حقوق شهروندي آحاد جامعه به صورت برابر مورد توجه قرار ميگرفت، ديگر امروز شاهد پديدهحاشيهنشيني نبوديم. وي ادامه داد: حاشيهنشيني ريشه در ضعف كاركرد دولــتهــا دارد. يـكـي از اقـدامـات بـراي بـرخـورد بـا حاشيهنشيني پذيرفتن اين امر است كه حاشيهنشينها بخشي از جامعه و ذيحق هستند. دولـت بايد بخشي از درآمدهاي حاصل از ماليات را در سال به رفع معضل حاشيهنشيني اختصاص دهد و در پايان هر دوره نيز نتيجهگيري كند. رئـيـسـي تصريح كرد: تقسيم بــرابــر امـكــانـات از سـوي دولـت راهـــكــــــار اصـــلــــــي بــــــراي رفــــــع حاشيهنشيني است و در غير اين صـورت حـاشـيـهنـشـيـني سبب بروز اعمال مجرمانه ميشود. ايــن حـقـوقدان دربـارهنـهـادهـاي نـظـارتـي بـراي جــلوگيري از مبدل شدن محلهاي حاشيهنشين به محيطهاي جرمزا تصريح كرد: نيروي انتظامي به تنهايي تـوانـايي رفع اين معضل را ندارد و فقط بخشي از عكسالعملهاي پديدهحاشيهنشيني را ميتواند تحت نظر داشته باشد. هر چند حضور پليس در اين مكانها مفيد است؛ اما تجربه نشان داده كه در سالهاي متمادي با برخورد پليسي محض امنيت پايدار در جامعه برقرار نميشود. رئيسي اظهارداشت: با ديدگاه كلان و سازمانيافته مــــــيتــــــوان گــــــامهــــــاي مــــثـــبـــتـــــي درجـــهـــــت رفـــــع چرخهحاشيهنشيني برداشت. سامان يافتن اين امر با همكاري قوايقضاييه و مجريه امكانپذير است. وي تـصـــريـــح مـــيكــنـــد: پديدهمهاجرت روستاييان به شهرهاي كوچك و شهرستانها و از شهرهاي كوچك به كلان شهرها و در كنار آن ايجاد فضاهاي حاشيهنشين از جمله عوامل توسعهجرايم است. بـه نـظـر مـيرسد حاشيهنشيني و زيست حاشيهاي واقعيتي است كه امكان از بين بردن آن بدون توجه به معلولها وجود ندارد، از اين رو بايد به اين سمت حركت كرد كه زيرساختهاي لازم شهري، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در آنها توسعهيافته و نهادينه شود. صاحبنظران معتقدند براي رفع هر معضلي بايد علل اصلي بروز آن به طور علمي و واقعبينانه مورد جستوجو و كنكاش قرار گيرد تا راهحل و تلاشها براي برطرف كردن اين علل از شانس بيشتري براي مــوفــقـيـت بـرخـوردار بـاشـنـد. بـر اساس مطالعات و پــژوهــشهــاي انــجــام شـده ازسـوي مـحققان، اسكان غيررسمي، حاشيهنشيني و زيستحاشيهاي پديدههايي هستند كه رشد بالاي جمعيت و تاثيرگذاري آن بر تـوسـعـه شـهـرهـا و ســكــونــتـگاههاي پيرامون، تشديد مهاجرت بر اساس نداشتن صرفه اقـتـصــادي فـعــالـيــتهـا در بــخــش كـشـاورزي، ويـرانـي روسـتـاهـا، رشـد شــتــابــان كــلانشـهــرهـا و تـمـركـز امكانات و فرصتهاي اقتصادي، اجتماعي، بهداشتي، آموزشي بيشتر در آنها، ناموزوني شديد برنامههاي توسعه و اجراي ناموفق برنامهها، كاستيهاي برنامهريزي در بخش شهري و مسكن به علاوهجنگ، خشكسالي، زلزله و سيل و... در بروز آن نقش دارند و اين عوامل در نهايت موجب شده است تا در مجاورت شهرهاي بزرگ و حتي در متن آنها مناطق و محلههاي حاشيهنشين و زيست حاشيهاي بهوجود آيد.
روزنامه ماوي
برچسب ها :
بزهكار