• شماره تماس

     

  • آدرس

     

مشاهده سوالات حقوقی با برچسب " دلیل "

سوال

سلام و خسته نباشید. من راجب حقوق بین الملل مشاوره میخواستم. بنده 6ماه پیش کشور را بصورت قانونی به منزله تجارت در ترکیه ترک کردم و در آنجا با فردی آشنا شدم که به من پیشنهاد کار در هلند را داد با درامد عالی. بنده را بصورت غیر قانونی با دریافت مبلغ هنگفتی وارد خاک هلند کردند و تمام مدارک شناسایی من هم از دستم رفت. بعد از رسیدن به هلند متاسفانه شخصی که قرار همکاری با من داشت هم در بیزینس خود شکست خورد و بنده هم تمام پول هایم را از دست دادم! از سوی دیگر خیلی میترسیدم به سفارت ایران برم بدلیل اینکه به من میگفتن اگر برم سفارت و بگم غیر قانونی اینجام هم پلیس هلند بندرو 6 ماه به زندان میندازد هم در ایران ممکن است حکم زندان یا اعدام برایم صادر شود، به من گفتن راهی جز پناهندگی نداری... متاسفانه مجبور شدم درخواست پناهندگی بدهم و بازهم متاسفانه یا خوشبختانه با درخواست پناهندگی من موافقت شد و کارت اقامت 5 ساله برایم صادر شد. بنده هنوز ناخواسته وارد این بازی شدم و هنوز هم میخواهم به کشورم باز گردم، ایندفعه ترسم از رفتن به سفارت بیشتر هم شده چون درخواست پناهندگی دادم و میترسم هم دولت هلند شاکی من باشه که دروغ بهشون گفتم هم دولت ایران! میخوام بدونم دقیقا برای برگشتن به کشور چه کاری باید انجام بدم که مشکلی برایم در هیچ کجا ایجاد نشود و به زندان نفرستنم... درضمن من هیچ گونه مشکل سربازی - حقوقی - کیفری و ... نه در ایران و نه در هلند ندارم.

پاسخ

در پاسخ به سؤال مطروحه نخست باید ملاحظه شود طراح سؤال چه نوع پناهندگی از کشور هلند تقاضا نموده اگر نوع پناهندگی اجتماعی باشد به نظر می رسد ایشان مشکلی در بازگشت نداشته باشند ایشان به ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام،یکسال و نیم پیش یک واحد آپارتمان مسکونی خریداری کردم و حدود 80% قیمت ملک را پرداخت نمودم و مبایعه نامه ای در مشاور املاک تنظیم گردید. با توجه به اینکه پایان کار و سند ملک به علت نوساز بودن آماده نبود قرار محضر برای سه ماه بعد آن تاریخ مقرر گردید ،الان بیش از یکسال ونیم از موعد قرار محضر میگذرد ولی فروشنده برای تنظیم سند در محضر حاضر نمیشود،ملک در حال حاضر دارای پایان کار است و طبق پیگیریهای من از ثبت ،کارهای ثبتی آن نیز مدت 6 ماه است که در مرحله درخواست فروشنده به تنظیم سند تفکیکی متوقف مانده است . لازم به توضیح است که 1-ملک در همان روز تنظیم مبایعه نامه تحویل اینجانب گردیده و در حال حاضر مستاجر من در آن سکونت دارد. 2-برگه عدم حضور فروشنده در تاریخ مقرر در محضر را از محضر مورد نظر گرفته ام. 3- متاسفانه بدلیل آشنائی مشاور املاک با فروشنده و کم سوادی مشاور املاک و عدم تجربه من مشکلاتی در مبایعه نامه وجود دارد از قبیل اینکه :در صورت انصراف هریک از طرفین مبلغ 5 میلیون تومان به طرف مقابل پرداخت شود و میزان خسارت روزانه 10،000 تومان میباشد (و مقرر نگردیده که آیا طرفین تا هر زمان که خواسته اند میتوانند مبایعه نامه را فسخ و تنها مبلغ 5 میلیون تومان به طرف مقابل بدهند،که با توجه به افزایش قیمت ملک برای فروشنده می تواند اغوا گر باشد!) 4- مشاور املاک مربوطه اقدام به تهیه کدرهگیری برای مبایعه نامه تاکنون نکرده است . 5- سند مادر در زمان تهیه مبایعه نامه فک رهن از بانک گردیده بود و تا حدود 6 ماه پیش هم که اینجانب مجددا رویت کردم در رهن جایی نبود. 6-فروشنده در یکی از واحدهای آپارتمان سکونت دارد که همین احتمال فروش ملک به شخص غیر را کاهش می دهد. 7-من برای این پلاک ثبتی فرعی و اصلی از طریق مشاور املاک دیگری در ماه اخیر تقاضای کد رهگیری کرده و یک کد رهگیری دریافت کرده ام. در حال حاضر و با توجه به کمبود زمان جهت مسافرت چه اقدامی باید انجام دهم ، دادخواست الزام به تنظیم سند؟ مراجعه به شورای حل اختلاف؟ پیگیری از طریق وکیل؟ کدام راه سریعتر به نتیجه میرسد و این زمان حدودا چقدر است؟ جهت مراجعه به دادگستری یا شورای حل اختلاف روند کار چگونه است؟ آیا تنظیم اظهار نامه هم زمان زیادی جهت ابلاغ نیاز دارد و باید طی روند الزام به تنظیم اظهارنامه تکمیل شود یا پروسه جداگانه ایست؟ ضمنا چگونه میتوانم از مشاور املاک هم شکایت کنم؟ آیا ممکن است حکم دادگاه صرفا پرداخت همان 5 میلیون بابت ضرر و زیان و در صورت خواست فروشنده فسخ مبایعه نامه باشد؟ هزینه وکیل برای انجام این کار چه میزانی است؟ کل پروسه دادگاه در تهران چه زمانی طول می کشد؟ آیا من میتوانم کارها را به وکیلم موکول کنم (جهت مسافرت خارج کشور)؟ از راهنمائیهایی که میفرمائید بسیار سپاسگذارم .

پاسخ

سلام شما می بایست از طریق اقامه دعوای حقوقی الزام به تنظیم سند رسمی انتقال در دادگاه اقدام نمایید . و از سوی دیگر به دلیل اینکه شما قصد مسافرت دارید در صورتیکه ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام و خسته نباشید. اینجانب خانه نوسازی را در آذر ماه 89 به صورت مباعی نامه خریداری نمودم. سپس در تاریخ 15 دی ماه با دادن چک تضمینی به فروشنده از وی تحویل گرفته و به مستاجر اجاره دادم. و در تاریخ 25 دی سند محضری زدیم و تمام شد. مستاجر در تاریخ 15 اسفند با اینجانب تماس گرفت مبنی بر اینکه خانه دچار آتش سوزی شده است. مستاجر زمان آتش سوزی در خانه نبوده است و بنابر نظر آتش نشانی به دلیل اتصال سیم بوده. از آنجا که خسارت وارده بسیار سنگین بوده است و حدود 5 میلیون تومان به مستاجر و حدود 6 میلیون تومان به اینجانب خسارت وارد شده است مستاجر شکایتی به شورای حل اختلاف داد مبنی بر دریافت ضرر و زیان وسایلش . کارشناس رسمی هم تنها در نامه ای که به دادگاه ارائه داد و در پرونده بود باز هم علت آتش سوزی را اتصال سیم معرفی نمود و به دلیل اصلی آن که آیای این اتصال سیم به دلیل سهل انگاری مستاجر بوده و یا به دلیل استفاده سازنده از وسایل نامرغوب هیچ اشاره ای ننمودند. نتیجه شورای حل اختلاف هم این شد که پرونده مختومه اعلام شده است و شاکی یعنی مستاجر هیچ تاوانی نمیتواند از اینجانب بگیرد. و اینجانب نیز هزینه خانه سوخته را خودم باید بدهم! حال سوال من این است با توجه به اینکه من خانه ای نوساز را خریداری نموده ام و نظریه کارشناسی نیز تنها دلیل حادثه را اتصال سیم برق عنوان نموده است برای دریافت ضرر و زیان از چه کسی باید شکایت کنم؟ از مستاجر یا سازنده؟ همچنین طی تماسی که با سازنده داشتم ایشان عنوان کردند که در صورتی که شما از اینجانب شکایت نمایید من هم از شما به دلیل اعاده حیثیت شکایت خواهم کرد. آیا واقعا سازنده هیچ مسئولیتی در قبال اینگونه مسائل ندارد؟ با توجه به اینکه بر اثر رای شورای حل اختلاف مستاجر هیچ حقی جهت دریافت ضرر و زیان وسایل از اینجانب ندارد آیا من میتوانم تا پایان قرارداد صبر نموده و پس از آن مبلغ خسارت را از پیش پول ایشان کم نموده و مابقی را به ایشان تحویل دهم یا از ایشان شکایت نمایم؟ یا در این صورت ایشان دوباره از من شکایت می نمایند؟ با تشکر

پاسخ

شما میبایست از کارشناس رسمی دادگستری به وسیله یک تامین دلیل در خواست نمایید مقصر و در واقع میزان و درصد تقصیر در خسارات وارده را مشخص نماید تا بتوانید ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام خدمت جنابعالی. اینجانب بعد از گذشت 2 ماه ازآغاز زندگی متوجه عدم تعادل روحی همسرم شدم (درسال 86) ویکبارپس ازمشاجره لفظی ساده بین ما ایشان اقدام به خودکشی کرد(خوردن قرص)،بعد ازآن تصمیم به درمان ایشان گرفتم وبا خواست خودش 3 تا 4 دکترروانپزشک مراجعه کردیم که تشخیص همه آنها اختلال دوقطبی وسندرم پیش از قاعدگی بودوداروهای دیپاکبن وآسنترا درچندنوبت برای ایشان تجویزشد وبا توجه به تحقیق ایشان درمورد عوارض احتمالی این داروها ازادامه مصرف خودداری نمود .پس ازمدتی متوجه موروثی بودن این بیماری بین مادروبرادرایشان هم شدم که درچتدین توبت دچارآوردوز قرص های آرامش بخش به قصدخودکشی شده بودند.با نوجه به رفتارهای ناخوشایند ایشان وچندبارفرار ایشان ازمنزل به دلیل علاقه بسیارزیاد من به همسرم درطی این 4 سال با مشقت فراوان از مشکلات پی درپی وآزارهای روحی که توسط ایشان به من تحویل می شد تحمل کرده بودم که تاثیرات بدی برروحیه واعصاب من گذاشته است .مناسفانه درآخرین درگیری ایشان با من کنترل ازدست داده وبرای اولین باراقدام به ضرب ایشان نمودم با توجه به اصرارایشان به باردارشدن وعدم قیول بیماری و خطرات احتمالی بارداری توسط ایشان ادامه زندگی رابه صلاح نمی دانم وسئوال من این است که چگونه میتوانم بدون تحمل مبلغ مهریه ایشان (500 سکه ) به این دردورنج 4 ساله خاتمه بدم.لازم به ذکراست اینجانب ازموقیت شغلی مناسبی برخوردارم وزندگی نسبتا مرفه وشادی جهت خانواده مهیا نموده بودم ومطمنا اگرراهی که بشود دوباره با ایشان زندگی سالمی داشته یاشم ادامه می دهم لطفا راهنمایی نمایید

پاسخ

اگر منظور شما این است که به دلیل بیماری یا دلایلی از این قبیل بتوانید مهریه همسرتان را نپردازید باید به شما بگویم نمی توانید به مجرد اینک ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با عرض سلام خدمت شما وکیل محترم، خلاصه پرونده و سئوالاتم ازجنابعالی . سه سال پیش ما چند میلیون تومان بعنوان سرمایه گذاری به خلبانی با ظاهری موجه و فریبنده پرداختیم بعداز دو ماه هیچ سودی پرداخت نشد و اصل پولمان را طلب کردیم ایشان که همیشه به بهانه مختلف امتناع مینمودند. اینبار پیشنهاد ملاقات حضوری در دفتر یکی از دوستان را داد. مثل همیشه با لباس شیک آمدند اما در نهایت تعجب به ما گفتند هم سفته ها و حتی رسیدهایی که روزهای نخست دادم رابیاورید اینطوری به نفعتونه واینکه پای وزیر در بین است وتنها شصت ثانیه وقت دارید ... ناگهان چند مامور کلانتری سعادت آباد بدون حکم ریختند داخل دفترکه آدمربایان(ما)را دستگیر و ایشان را که با خونسردی عجیبی درحال خوردن چای و بیسکوئیت بودند نجات دهند. چند ساعت بعد درکلانتری بعد از صحبتهای طولانی با موبایلشان و ماموران کلانتری، صراحتا جلوی چشم همه اعم از پدر و دو برادرخانمشان عنوان کردند موضوع تنها اختلاف حساب بوده و به ما بدهکارند و به اصطلاح از ما کلی دلجویی کردند. اما چند روز بعد آگاهی شاپور احضار شدیم،بازجویی از همه ما انجام شد. نهایتا دادگاه همان ابتدا در حالیکه هنوز وارد اتاق قاضی نشده بودیم و با چند سئوال از آقای ر.ه قرار منع تعقیب ما را صادر کرد. برای گرفتن پولمان دو نفر از دوستان جهت شکایت به دادگاه جرائم اقتصادی در چهار راه کالج مراجعه کردند و تازه آنجا دانستیم ازچندین ماه پیش از آشنایی ما حکم جلب ایشان صادر و شدیدا تحت تعقیبند با همکاری ما دستگیر شد اسمش در جراید چاپ شد و پرونده یکی از قطورترین پرونده های دادگاه اقتصادی شد دو سال تمام طول کشید تا پرونده آماده صدور حکم گردید در جلسه آخر واقع دردادگاه شهید قدوسی آمدند و دفاع آخرارائه کردند(گفته بودند به جرم اخلال در نظام اقتصادی مجازات سنگینی برایشان در نظرگرفته شده) به ما هم گفتند بروید تا حکم به اجرای احکام میرسد و شما را خبر میکنند. قاضی محترم پرونده از شعبه منتقل شدند وبا دستور قاضی جدید ،بدلیل حجم پرونده و پراکندگی مبالغ تائید شده حسابرس رسمی قضائی، به دادسرای جدید (دادیار جدید در مرکز جرایم رایانه ای)ارسال گردیده بود. بعد از چهار ماه که فهمیدیم پرونده به دادسرا جهت ویرایش مبالغ تائیدی ارسال شده به آنجا مراجعه کردیم یکی از مسئولین شعبه مجاور که پرونده را مطالعه فرموده بودند وقتی نگرانی شاکیان را دیدند گفتند این درخواست معمول است و اجرای دستور حداکثر یکهفته زمان میبرد اما...مشکلات ما از اینجا شروع شد. یکسال و چند ماه میگذرد و هر چه فکر کنید در این شعبه دادیاری رخ داده است. تا مدتها وقت رسیدگی نمیدادند یا روز معین که ابلاغیه آنرا حضوری امضا کرده بودیم حدود چهل نفر شاکی آمدند اما جناب دادیار و دفتردارش مرخصی بودند و حتی برگه ابلاغیه که چندین نفرامضا کرده بودیم در پرونده نبود و... حتی یکبار برای پیگیری رفته بودیم بنده را با لحنی بدتر از متهم مواخذه کردند،که تو چکاره ای میگویی قاضی کاره ای نیست،مدرک آنهم سی دی بود که نزد ایشان بود. و هنگامی که بنده اصرار پخش آنرا کردم،گفتند هنوز خودم وقت نکرده ام بشنوم، و به ما با حالتی که گذشت کردند،گفتندزودتر بروید. چند وقت بعد شخصی را بعنوان کارشناس رایانه معرفی کردند که میبایست به پرونده ما رسیدگی نمایند، ما بعدها تصادفی ایشان را دیدیم، فهمیدیم از چهارماه پیش که پرونده را تحویل گرفته اند تا آنروز،طبق گفته خودشان سه چهار بار ملاقات حضوری با متهم داشتند.وتنها با موبایل بنده ویکی دونفر دیگرکه بعلت تهدیدها و مزاحمتهای دائم،تغییر کرده بود تماس گرفته بودند،اما شماره های دیگر اعم ازمحل کار و... در پرونده موجود بود ضمنا شماره تماس دیگر شاکیان هم اما ... البته بنده که دلیلش را تا کنون ندانسته ام چرا چندین بار حضوری با متهم به گفتگو پرداخته بودند.!! اصلا چرا دادیار گرامی دستور تحقیقات مجدد آنهم از ابتدای پرونده را صادر نمودند در حالیکه امر خواسته شده قاضی چیز دیگریست؟؟؟ کارشناس رایانه مذکور شروع کردند به بازجویی ما، و مدام میفرمودند که تمام مدارک موجود مشکوک است. حتی گفتند اتمام پرونده خیلی طول میکشه بهتر است که یک سوم مبلغ رو گرفته و ایشان با متهم صحبت کنند تا راضیشان کند و ما رضایت دهیم. چندین ماه گذشت اما هربار پیگیری کردیم ایرادهای عجیب گرفته میشد اما به یکباره گفتند تمام مدارک تائید شده وحداکثردو هفته دیگربه دادگاه اصلی ارسال میشود،البته دو ماه گذشت تا اینگونه شد. بعد از مراجعه متوجه شدیم به شعبه دیگری فرستاده شده که به دلیل اعتراض متهم به قرار منع تعقیب حدود سه سال پیش در خصوص آدمربایی رسیدگی شود. به دادسرا مراجعه کردیم و دادیار محترم فرمودند همان زمان در پشت قرار منع تعقیب ما به آن اعتراض شده اما از چشم چند قاضی که در این مدت پرونده را مطالعه نمودند به دلیل مشغله کاری پنهان مانده . اما دفتردار سهوا به ما گفت چون شخصی اقرار کرده باید رسیدگی شود تا آن مشخص نشود این پرونده به اتمام نمیرسد. تازه فهمیدیم کارشناس رایانه مذکور که از تمام تائیدیه های حسابرس رسمی قوه قضائیه ایراد میگرفت و کل پرونده را مجدد بررسی میکردند چرا به یکباره همه مدارک را تائید و گزارش داده بودند. ظاهرا یکی از شاکیان که مشکلات عدیده مالی دارند در برگه ای با اظهار ندامت،اقرار به آدمربایی!!!! با دیگر شاکیان پرونده نموده اند. قاضی محترم تجدیدنظر در حالیکه تنها پرونده اولیه شکایت از ما برایشان ارسال شده وهیچگونه اطلاعی از پرونده حجیم واتهامات مسجل آقای ر.ه نداشتند اعتراض را وارد دانسته اند.احتمالا بعلت اقرار همان شاکی، چون این اتهام سه بار به طرق مختلف رد شده است. اکنون برای تحقیقات بیشتر پرونده را به همان دادسرایی که اینگونه روند پرونده را با عدم رعایت عدالت منحرف نموده،ارسال کرده اند. ضمنا تمام ادعاهای فوق قابل اثبات هستند و شاهدانی میتوانند گواهی دهند. نکته مهم دیگر اینکه دراین مدت زمان دو وکیل فوق حرفه ای ایشان با مهارت باعث عدم تائید مدارک خیلی از شاکیان شدند به طرق مختلف زمان صدور حکم را به تعویق می انداختند و حتی در مواردی تهدید به اینکه بعنوان همدست در آدمربایی تحت تعقیب قرار میگیرند،رضایت همه شاکیان را جلب کرده اند.تا جایی که بنده اطلاع دارم و در دو مورد اطمینان پیدا کرده ام بدون پرداختن هیچ مبلغی و با استفاده از ضعف عدم اطلاع از حقوق هر فرد رضایت شکات حاصل گردیده. با توجه به اینکه اکثر دوستان مخالف گرفتن وکیل هستند،خواهشمندم قبل از اینکه دیر شود بفرمائید بهترین کارچیست؟؟ 1-دادخواستی برای قاضی که اعتراض را قبول کرده است بنویسیم و ماجرا شرح دهیم؟؟؟چه مواردی ذکر گردد موثرتر است؟ 2-دادخواستی به ریاست دادسرایی که پرونده میخواهد ارسال شود ارائه دهیم و اطاله دادرسی و عدم رعایت بی طرفی دادیار را بازگو کنیم تا به شعبه دیگر انتقال دهند؟؟؟کدام موارد دارای اهمیت بیشتری است؟؟ از شما بینهایت سپاسگزارم و منتظر یاریتان هستم.

پاسخ

به نظر اینجانب گرفتن وکیل در خصوص پرونده ی جنابعالی نه تنها مفید بلکه الزامی است. و اما در خصوص سوالات شما حسب ماده ی 46 قانون آئن دادرسی کیفری دادرسان و قضات در موارد ذیل باید از رسیدگی امتناع نمایند و طرفین دعوی نیز می توانند ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

باسلام وعرض ادب پیرو سوال قبلی که فرموده ایدمبهم میباشد موضوع بقرارذیل بیان میگردد : بنده درتاریخ 25/10/87 یکباب منزل مسکونی رادرمشاوراملاک طبق مبایعه نامه ازاقای ( ب ) خریداری که هنگام خرید فروشنده ماقبل منزل اقای (د ) نیزحاضروذیل مبایعه نامه بنده راامضاء نموده درتاریخ 15/2/88 منزل راتخلیه وتحویل بنده دادند جهت انتقال سندچون سندملک بصورت مشاع بود ومالک نیزفوت کرده بود درتاریخ 1/4/88 احدی ازوراث صاحب سند رابه دفترخانه اوردنند وتعهدمحضری به بنده دادکه درگرفتن سند ازطریق ماده 147 نهایت همکاری رابنماید چندروزبعدفروشنده ماقبل اقای ( د) بدلیل مسال خانوادگی ازفروش منزل پشیمان وبافروشنده بنده تبانی وباراهنمایی یک وکیل باهم یک معاوضه نامه ای به تاریخ 10/8/87 ( مقدم برمبایعه نامه بنده ) وبادرج شرط بی مدت و2 نفر هم بعنوان شهودذیل انراامضا میکنند تابتوانند یک رابطه حقوقی ایجاد ومبایعه نامه بنده رافسخ کنند سپس وکیل فروشنده ماقبل به استناد این نوشته غیرواقعی علیه بنده دادخواست فسخ مینماید دادگاه بدوی طی 2 جلسه رسیدگی واظهارات متناقض شهود معاوضه نامه معاوضه نامه تنظیمی بین فروشندگان راصوری ورای به رددعوی خواهان مینماید دادگاه تجدیدنظر که باوکیل فروشندگان رابطه فامیلی داشت درحداقل زمان ( 20 روز ) نسبت به پرونده اظهار نظر و به استناد نوشته صوری رای بدوی رانقض ومبایعه نامه بنده رافسخ اعلام میدارد درهمین زمان بنده علیه وکیل فوق به کانون وکلاشکایت وچون ایشان شاکی زیادداشت ازشغل وکالت تعلیق گردید به هرحال باتوجه به مشکلات اعاده دادرسی بنده راراهنمایی بفرمایید چه اقدامی میتوانم انجام دهم ضمنا منزل درتصرف بنده وبدهی ندارم باکمال تشکروامتنان

پاسخ

سلام بر شما /آرا قطعیت یافته دادگاه ها اگر شرایط اعاده دادرسی را داشته باشند مورد بازنگری قرار می گیرندمهلت تقدیم دادخواست اعاده دارسی در امور مدنی بیست روز از تاریخ 1-اگر با سند صوری و جعلی رای صادر شده باشد ...

مشاهده پاسخ کامل